الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

84

الغدير ( فارسى )

رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و جانشينش مولا امير المؤمنين عليه السّلام زبان به تعريف و ستايش وى گشوده‌اند ، هيچ پروايى نمىكند ، و نه‌تنها توبه و پشيمانى به دو دست نمىدهد « 1 » ، بلكه او و مردم شام از مرگ اين قهرمان بزرگ اظهار شادمانى مىكنند . « 2 » جرم مالك اين بود كه امام زمان خود را يارى مىكرد ، امامى كه همه بر خلافت او اجماع داشتند . شگفت نيست كه هرچه از ديدگاه حق و از نظر ائمهء هدى و اولياى صالح و پاك خدا شايسته نباشد ، از نظر او ارزنده است و مايهء شادى اوست . معاويه تا مىتوانست ، در خوار داشتن شخصيت‌هاى محترم اسلامى كوشيد و پيشوايان اسلام و ياران ايشان را شكنجه كرد و آزار رسانيد . ظواهر اسلام از نظر او با حقايق و فرمانبردارى واقعى خدا تفاوتى نداشت و كارگزاران سركش و كافر او تا توانستند با فجيع‌ترين شكلى برگزيده‌ترين اصحاب محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به قتل رساندند و دوستداران و هواداران اهل بيت گرامى پيغمبر را از پا درآوردند . محمد بن ابى بكر محمّد بن ابى بكر ، اين زادهء حرم امن خداوند ، و پروريدهء خاندان عصمت و پاكى نيز از كسانى است كه در حكومت معاويه شهيد شدند و به دست فرمانروايان معاويه از پا درآمدند . معاويه ، عمرو بن عاص را با شش هزار تن به مصر فرستاد ، در حالى كه محمّد بن ابى بكر عامل و كارگزار على در مصر بود . عمرو حركت كرد و در نزديكىهاى مصر فرود آمد . طرفداران عثمان گرد او جمع شدند و او با آنها بود و به محمّد بن ابى بكر چنين نوشت : اما بعد ، اى پسر ابو بكر ، جان خود را به در بر كه من خوش ندارم بر تو ظفر يابم و ترا از ميان بردارم . مردم اين ديار بر مخالفت و نافرمانى تو اتّفاق كرده‌اند و از پيروىات

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 37 - 41 . ( 2 ) . تاريخ ابن كثير : 7 / 312 .